رهارها، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

سراغاز

بدون عنوان

1391/4/15 19:48
نویسنده : الهام
77 بازدید
اشتراک گذاری

تحول بابا قاسم و پنجاه و دو روزگی رها خانم

 

این چند روز تازه بابا نسبت بهت حس پیدا کرده تا جایی که دیگه از من بهتر نگهت میداره.

من واقعا نگرانیم داشت شدید تر میشد که نکنه دوست نداشته باشه نکنه بابای خوبی نباشه فقط تو این مدت چند بار اومد صدات کنه حتی بابا تو دهنش نچرخید بهت بنا به عادت گفت عمویی به همین خاطر تا حالا چیزی ازش ننوشته بودم بابا نتونسته بود وجودتو باور کنه دلیل دیگش هم این بود که دورت شلوغ بود فرصت به عشق پدرانه ی بابا قاسم نرسیده بود.

ولی حالا کاملا اوضاع عوض شده چند روزه صبحا دلش نمیاد بره سر کار کلی ماچت میکنه و دلشو میزاره پیشت میره.

امروز که نیمه شعبانه و تعطیله بابا خونه بود مامانی با بابایی رفتن تفرش برای مراسم تشیع جنازه علی اقا و خاله هم کنکور میخواست دوباره بده و کسی پیشت نبود از دیروزه اصلا تورو به من نمیده فقط من شیر میدوشم میدم بهشقلب

دائم نگران بودم خدارو شکر که الان احساس میکنم دوست داشتن بابا نسبت به تو بیشتر از من شدهتشویق

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

پويا
15 تیر 91 20:01
سلام رها جون
دخمل قشنگ و ناز
در برخي موارد كاملا طبيعيه دوست من
منم مثل تو
بابايي چند بار بهم گفت عمويي
داشت دلم مي گرفت
ولي كم كم فهميدم بابا زير چهره ي به ظاهر
بي تفاوت مردونش يه دنيا شوق و ذوق هست كه نگو و نپرس
حالا يكي نيست بابا يكم خودتو كنترل كن
اينقد كه منو بغل مي كنه، باهام بازي مي كنه و ...
به قول بابايي : باورم نميشه پيش من نشستي
برات آرزوي سلامتي دارم


مامان شین
5 مرداد 91 16:52
سلام الهام جون خوبی خانوم........تبریک می گم تولد این فرشته زیبا و دوست داشتنیتو.....حستو خوب درک می کنم....همسر من تا 2 ماهگی اینطور بود اما حالا دیوونه پسرمونه
خواستی بیا خونه ما تازه راه افتاده اما بدک نیست.....من با اجازه لینکت می کنم....مایل بودی شما هم مارو بلینک


niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سراغاز می باشد