بدون عنوان
تحول زندگی با رها در روز سوم
این روزا خیلی مادرانه شده قبل از به دنیا اومدنت کلی کتاب در مورد بارداری خونده بودم ولی فکر میکنم لازم بود بیشتر در مورد بچه داری میخوندم البته بعید میدونم این روزا رو بشه با کتاب یاد گرفت یا پیش بینی کرد.
تمام خیال ها برای اینکه بعد از 9 ماه بارداری بتونم بعد از زایمان یه خواب راحت و بی درد سر غلط زدن بکنم مضحک بوده در بهترین حالت 2 ساعت خواب بعد نوبت شیردهی اونم چه شیری!
فکر نمیکنم این شیر شفاف(اغوز) بتونه رهای همیشه گرسنه رو سیر کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هیچ راهی هم برای دور زدن و پیچوندن نیست هر چه قدر هم خودتو به نشنیدن بزنی نمیتونی صدای مالاچ ملوچ میکیدن انگشتای رها رو نشنیده بگیری بازم اگه بی خیال بشی حداکثر تا 2 دقیقه بعد صدای فریاد رها بلند میشه
تا این لحظه شیر دادن هیچ شباهتی به صحنه رمانتیک نداره اخه این که تو نصفه شب از خواب ناز بلند بشی و به زور سینه های ضخمتو در بیاری و بچپونی تو دهنش که هم رها خفه نشه هم ضخم سینه من عمیق تر نشه و در نهایت هم خوابش ببره و یه قلپ هم نخوره کجاش رمانتیکه!!!!!!!!!!!!!!
از شوخی گذشته این خیلی قشنگه که تو می تونی با وجود خودت یه کوچولوی معصوم و گرسنه رو سیر کنی




بدون عنوان
